خرید بک لینک
شاد باش عید را که می خوای بانگ کنی یادت می اید که خودت تا چند ساعت قبلش غرق در روزمرگی ها فراموشت شده بود.... یادت می آید که سالگرد ازدواج پدر و مادرت هم هست یادت می آید که اولین عید بعد از عقدکنون برادرت هم هست یادت می آید که به خاطر دغدغه های شغلی .... چقدر خوشحال شده ای که فردا تعطیل است نفسی آسوده می کشی که چه خوب است عید است و تعطیل و فکر می کنی چقدر خدا هوایت را وقتی تو غافل بوده ای از همه چیز داشته وسط پیچ و خم های زندگی ات فقط از او می خواهی که برایت مسیر ها را روشن کند تا با پرتو نورش حرکت کنی نه در ظلمات و ترس

برچسب: غدیر خم,غدیر,غدیر خم در نهج البلاغه,غدیر خم در قرآن,غدیر خم در صحیح بخاری,غدیر خم شعر,غدیر اس ام اس,غدیر سرمایه گذاری,غدیر خم خطبه,غدیر عکس, نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 13:24

امروز بعد اینکه تو اداره با روشن کردن لب تابم متوجه شدم سیستم بالا نمیاد و زنگیدم به واحد IT که چرا سیستم بالا نمیاد؟ فهمیدم که سیستم جدیدم اماده تحویله و به دلیل همسانی Computer name سیستم جدید با لب تابم این مشکل به وجود اومده القصه با کلی ذوق و شوق سیستم جدی رو تحویل گرفتیم البته انبار هفته گذشته سیستم رو بهم تحویل داد اما خب چون باید ویندوز و نرم افزارها روش نصب می شد تا امروز به دستم نرسید پ ن۱: بعد ۵ سال دقیقا این اولین سیستمیه که تحویل گرفتم به اسم خودم و کلی خوشحالم از این موضوع پ ن۲: سیستم جدید مانیتور خیلی بزرگ و LED اصلا یه وضعی بود دهنم اندازه یک غار

برچسب: نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 23:52

امروز تولد دختر دایی ام نازنین بود و من دیشب رفتم برای تولدش خرید کنم اول که کلا گفتم به من چه من بلد نیستم خرید برای بچه رو بعد باز وسوسه شدم رفتم لباس فروشی ها برای خرید ولی خب یه معضلی وجود داشت به اسم سایز... یعنی اصلا نمیتونستی بفهمی کدومو باید بخری اخه اینقدر کوچولو بودن ...حالا نازنین 5 سالشه ولی خب بازم خیلی سخت بود نمی شد بففهمی با چشم که الان یعنی این لباس تنش میشه اصلا ؟؟ کار بسی تخصصی بود در نتیجه از فروشنده کمک خواستم در مورد سایزش و قرار شد اگه کوچک بود بیارم برای تعویض این شد که یک پیراهن لی با جلیقه روش و یک کلاه سورمه ای براش خریدم خودمم که ک

برچسب: کادوی تولد,کادوی تولد برای مرد,کادوی تولد برای دوست دختر,کادوی تولد برای همسر,کادوی تولد برای دختر,کادوی تولد برای پسر,کادوی تولد برای دوست پسرم چی بخرم,کادوی تولد برای پسر جوان,کادوی تولد مجازی, نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:45

شنبه و یکشنبه رو مرخصی گرفتم یعنی خب می دونید چی شد صبح شنبه از خواب که بیدار شدم یک دفعه دلم خواست که نرم سرکار...... خب اینکه نیمه ناهوشیار آدمها چی فکر می کنه نمی دونم ولی خب اینقدر اینکارم عجییب و غیر منتظره بود که وقتی به عاطفه خبر دادم که نمیام نوشت : حالت که خوبه؟ گفتم اره بابا خوبم فقط دلم یهویی استراحت خواست اونم نوشت که اوه دل تو که یهویی استراحت یخواد یک چیزی براش اتفاق افتاده پس پ ن1: اون نیمه ناهشیار رو روانکاوم پیگیری می کنه که اصرارم داره ربطش بده به مسئول دفتر جدید گروه که هنوزم اون روزا کارش رو شروع نکرده بود پ ن 2: ته ته این صحبت منو عاطفه به

برچسب: نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:45

پنج شنبه جلسه دورهمی زنانه فامیل خونه ما بود این دورهمی که در اولین پستهای این وبلاگ هم از اون گفته ام معمولا عصر یک پنج شنبه و ماهی یکبار برگزار میشه که به صورت قرعه محل برگزاری ماه بعدش مشخص میشه (البته با توافق ضمنی میزبان آینده) من که کلا مرخصی گرفتم و در خدمت مامان جون بودم اگرچه به ظاهر هم کاری نبود و هم از آنجایی که قرار بود سالاد اولویه درست کنیم و مواد مورد نیازش تا ساعت یک ظهر تهیه نشد عملا خیلی هم نرفتن سرکار من توفیری نکرد و تنها جهت دلخوشی و دلگرمی مامان بود دیگه ... اما اصل کار من بعد از ظهر شروع شد اونم پذیرایی از مهمونای گلمون بود اولا از ه

برچسب: نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:44

دیروز نازنین دوست و همکارم بهم به رسم یادگاری و تشکر یک هدیه داد کلی ذوق کردم چون انتظارشم نداشتم یعنی خب چون دانشجوی دکتراست و اخر ترمی با مشکل کمبود وقت جهت تحویل پروژه ها و در عین حال خوندن درس ها مواجه شده بود ازم کمک خواست که اگه می شه براش یکی از کارای کلاسیش که تهیه یک مقاله در مورد سیاستگذاری در آموزش عالی بود رو انجام بدم خب تا حد زیادی منم از خدا خواستم اون موقع چون به شدت خودم حالم خوب نبود و قبول این کار باعث میشد که هم سرم گرم بشه و هم احساس مفید بودن بکنم و هم خب یک کمکی هم به نازنین شده بود تا از استرسش کم بشه البته اول بهم گفت هزینه ای بهم ب

برچسب: یادگاری,یادگاری به انگلیسی,یادگاری پوتک,یادگاری برای دوست,یادگاری خلصه,یادگاری که دراین گنبد,یادگاری سیاوش قمیشی,یادگاری رضا صادقی,یادگاری شبکه 3,یادگاری حسین توکلی, نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:44

مسلما با توجه به شرایطم به عنوان یک نیروی متخصص و البته روحیه شخصی خودم که از ایستا بودن بیزارم و همیشه و در هر موقعیتی سعی در ارتقا کاری دارم چند وقتی است پیگیر جابه جایی شغلی هستم اما خب از آنجایی که راضی کردن مبدا و مقصد مهم است و منم باید رضایت دوگروهم رو داشته باشم کارم بسی سخت تر از دیگران و د رحالت عادی است. امروز به هر شکلی بود اخر وقت اداری دل را به دریا زدم و به دکتر sh دوباره گفتم قبلا چندماه قبل طرح موضوع کرده بودم ولی خب جواب قطعی نگرفته بودم و فقط دکتر قول مساعدت داده بودن خلاصه رفتم پیش دکتر و گفتم اقای دکتر شما چندماه پیش قولی داده بودین

برچسب: یک حس خوب,یک حس خوب کنکور,يك حس خوب,ناصر زینعلی یک حس خوب,یه حس خوب,يه حس خوب,یه حس خوب ناصر زینعلی,یه حس خوبی من دارم,یه حس خوب بهزاد قاسمی,یه حس خوب دارم, نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:44

بالاخره امروز صبح بعد دوسال انشالله همه چی اوکی شد و داداش وحید قرار شد به همین زودی ازدواج کنه

مراسم گفتگو قرار شد جمعه ۱۹ شهریور ماه و عقد بالای سر حضرت و باقی مراسم هم ۲۲ شهریور برابر با عید قربان برگزار بشه

خانواده عروس جدید " رحیمه جان" هم فوق العاده خانواده خوب و با محبت و با ایمانی هستند و امیدوارم این پیوند باعث شادی و خوشبختی این دو زوج باشه

پ ن:

دوساله داریم می ریم خواستگاری کل شهر و گشتیم تا عروس بگیریم واسه داداش

برچسب: نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:44

دیشب برای خریدهای رحیمه جان عروس جدید، با مامان و بابا رفتیم بیرون و با سختگیری های من واسه قشنگ بودن !! بالاخره چک و چونه برای اعمال نظرم موفق شدیم تا شب نیم ست و انگشتر نامزدی رو بخریم در مغازه ای که قرار بود انگشتر نشون رو بخریم حین انتخاب و البته انجام عملیات قانع کردن مامان نسبت به اینکه این خیلی قشنگه (چون مامان دو دل بود) یک پلاک طلا با اسم خودم تو ویترین زیر دستمون نظرم رو جلب کرد خیلی فونت قشنگی داشت و ظریف هم کار شده بود و چون تاحالا پلاکی با اسم خودم ندیده بودم به ذوق و شوق به مامان و بابا نشون دادم که چه جالب اسم منه..... وقتی بالاخره تونس

برچسب: نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:44

اقا الان دوهفته است در جنب و جوش تهیه مقدمات و خریدهای عقد و مراسم اقا دامادیم و وقت کم میاریم در حدی که من خواهر شوهر شاغل دیگه وقت خواب ندارم و خوابم میاد به شدت

بعد این آقا داماد توی این گیرویری که هیچ کدوم فکر نمی کردیم ارشد قبول شده و کارای ثبت نام و برنامه های تنظیم کلاس و کار هم به اینا اضافه شده

خلاصه از خوش شانسی و پاقدم عروسشون همه کاراش باهم راست و ریس شد خخخخخخخخخخخخ

برچسب: نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:44

صفحه بندی